زنجیرهٔ تأمینِ داده و فکت به کارخانه چهره و قصه در رسانه
ارسال شده توسط ادمین پشتیبان
۱۴۰۴/۱۲/۰۶
چالشهای بنیادین رسانه ملی در ایجاد مرجعیت چیست؟یادداشت شفاهی محمد لسانی، مشاور رسانه و مدرس سواد رسانه
در میدان ارتباطات بحران، رسانه دیگر صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه کنشگری فعال است که اگر از کنش سازی میدانی، چهرههای همگراکننده و شبکه روایتساز محروم باشد، ناگزیر به بازیگری واکنشی در چارچوب کلانروایت رسانههای رقیب فروکاسته میشود. تجربه بحرانهای اخیر نشان داد که رسانههای ملی، بیش از آنکه تولیدکننده روایت باشند، مصرفکننده روایتهای مسلط بیرونی شدهاند. این وضعیت نه محصول ضعف تکنیکی، بلکه نتیجه خلأ کنش سازی، فقدان منظومه منسجم روایتسازی و تهیشدن میدان روایت از ماده خام روایت سازی یعنی مصداق و سوژه است.
کنش رسانهای مقوم کنش میدانی است و بالعکس. وقتی میدان از کنش مؤثر خالی میشود و نهادهای صاحب ماده خام روایت، سکوت را ترجیح میدهند، رسانه دیگر امکان روایتسازی مستقل را از دست میدهد. در چنین شرایطی، روایتها به دفاعهای مقطعی و واکنشهای دیرهنگام تقلیل مییابند. رسانهای که فاقد فکت، آمار، چهره و مصداق است، ناگزیر در نقد و نمایش قاببندی دیگران آرایش میگیرد و بازی میکند. میدانِ خالی از داده و سوژه، امکان خلق کلانروایت را از رسانه سلب میکند و آن را به بازتابدهنده روایتهای مسلط بدل میسازد.
کلانروایت، محصول یک فرآیند پلکانی است که از قصهها و چهرهها و واگویه جمعی شکل میگیرد. روایت، خودبهخود خلق نمیشود؛ بلکه حول داستانپردازی، با چهره های همگراکننده و مشارکت دیگران در گسترش و تعمیق بنا میشود. تجربه نشان میدهد که روایت مؤثر، نیازمند چهرههایی است که بتوانند معنا را حمل کنند و قصههایی که واجد احساس، انسجام روایی و انسانیشده باشند. در مقابل، روایتهای بیچهره و فاقد قصه، توان اقناع ندارند و به سرعت در ذهن مخاطب فرسوده میشوند. ضعف اصلی در این نقطه، ناتوانی در یافتن و پرورش چهرهها و فقدان مهارت داستانگویی است؛ مسئلهای که موجب شده روایتها، بیجان، تکراری و غیرجذاب به نظر برسند.
از سوی دیگر، رسانههای کشور عمدتاً رویکردی واکنشی دارند و کمتر به کنشگری پیشدستانه و گفتمانسازی فرامرزی توجه کردهاند. تمرکز روایتها در مرزهای داخلی و فقدان نگاه بینالمللی، باعث شده میدان روایت جهانی عملاً به دیگران واگذار شود. این در حالی است که شکلگیری شبکهای از چهرهها، میتواند امکان روایتسازی منسجم و چندلایه را فراهم کند. نبود چنین شبکهای، رسانه را به صدای یکنواخت و کماثر فروکاسته و تک چهرههایی نیز که وارد شوند به خاطر عملیات های ترولینگ براندازان، بی آبرو و طرد شده و نهایتا کنش گریز و ساکت (بخوانید خفه) میشوند.
یکی از چالشهای بنیادین، فقدان ماده خام روایت است. نهادهایی که دسترسی به اطلاعات، دادهها و مصادیق دارند، اغلب دچار رکود و سکوت ساختاری هستند و امکان جاریشدن فکتها به کف رسانه را فراهم نمیکنند. در نتیجه، روایتسازان ناچارند بدون داده و مصداق، دست به تولید محتوا بزنند؛ امری که عملاً به همسانی روایتها و تکرار چارچوبهای کلیشهای میانجامد. وقتی زنجیرهٔ تأمینِ داده و فکت در سطوح بالاتر متوقف میشود، انتظار تنوع و خلاقیت در خروجیِ رسانه، انتظاری غیرواقعبینانه است.
در کنار این مسئله، کهنگی قالبها و چارچوببندیهای رسانهای نیز به بحران مرجعیت دامن زده است. اما مشکل صرفاً فرسودگی قالب نیست، بلکه کهنگی نگاههاست. رسانه به جای جذب اندیشه و فکر، بیشتر به دنبال زبان و بیان بوده و همین امر موجب شده چهرههای کمفکر اما پرحضور جای اندیشمندان مؤلف را بگیرند. فقدان زایش قالب، نبود برونسپاری خلاق به استودیوهای هنری و ناتوانی در تنوعبخشی به ژانرها و تمها، روایتها را یکنواخت و غیرجذاب کرده است.
مسئله مرجعیت رسانهای، صرفاً محدود به صدا و سیما نیست. بازگشت مرجعیت، فراتر از یک سازمان، نیازمند تصمیم حاکمیتی درباره مسئله زبان و بیان حاکمیت است که امروز باعث فقدان شنیدن و گفتن در لایه های مختلف و بین این لایه ها با هم و با حاکمیت شده است. لذا طبیعی است وقتی خلا گفتگو وجود داشته باشد، قطبیدگی به اوج میرسد و خشونت، زاییده میشود و میسوزاند. اگر حاکمیت بهروز نشود و ساختارهای حقوقی، مدیریتی و اجرایی متناسب با جهان متکثر امروز را نپذیرد، سازمانی با ساختار یونیفرمپوش و تکصدا، توان پاسخگویی به جامعه متنوع را نخواهد داشت. جامعه متکثر، رسانه متکثر میطلبد و روایت اجماعساز، تنها در سایه تکثر صداهای همگرا شکل میگیرد.
در نهایت، ارتباطات بحران آزمون بلوغ رسانههاست. رسانهای که کنش نداشته باشد، روایت نخواهد داشت و رسانهای که روایت نداشته باشد، مرجعیت خود را از دست میدهد. خروج از کلانروایت رسانههای رقیب، نه با تکرار چارچوبهای گذشته، بلکه با تولید کنش، جاریسازی مصادیق، تکثر چهرههای همگراساز و بازگشت به سیستم معنادهی و معنابخشی ممکن است؛ جایی که رسانه نه بلندگوی دفاع، بلکه سازنده روایت اجتماعی است.استان زنجان انتخابات ایرنا بسیج دانشجویی بسیج هنرمندان تیک تاک جام جم جبهه مقاومت جریان شناسی جنگ جهانی رسانه ای جنگ روایت ها جنگ شناختی جهاد تبیین خبر جعلی خبرگزاری دانشجو خبرگزاری صداوسیما خبرگزاری مهر دانشگاه امام صادق دوره های سواد رسانه رسانه رفسنجان روابط عمومی زیست پلاس سراج سلبریتی سواد رسانه سواد رسانه ای شارلی ابدو شبکه های اجتماعی صفحه اختصاصی طوفان الاقصی غزه فضای مجازی فلسطین قدس آنلاین لسانی سواد رسانه محمد لسانی نمایشگاه رسانههای ایران همشهری هوش مصنوعی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ژورنالیسم کارگاه سواد رسانه کارگاه سواد رسانه ای کانون پرورش فکری
مطالب زیر را حتما بخوانید
-
نظام فضای مجازی : راهبردنگاری و قانونمداری | یادداشت محمد لسانی در فارس نیوز
128 بازدید
-
اقتصاد توجه مبنای فهم رفتار زیگزاگی و حاشیه سازی سلبریتی ها
118 بازدید
-
مصاحبه روزنامه کیهان با محمد لسانی در مورد بایسته های فضای مجازی
114 بازدید
-
یادداشت محمد لسانی در روزنامه ایران | تلویزیون تعاملی؛ تعلل ها و خسارت ها
135 بازدید
-
محمد لسانی در سرمقاله روزنامه همشهری نوشت: نیاز به نظام برای فضای مجازی
127 بازدید
-
کشورها و حکمرانی در فضای مجازی | مصاحبه با باشگاه خبرنگاران جوان
128 بازدید